![]() |
![]() |
|
| پرواز |
|
چت روم سایت در به دربه نام خدا
من به نام اون یکی وبم با موضوع هر چی شما بخواهید و آدرس در۰به۰در.میهن بلاگ.کام ساختم. حتما بیاین آدرس وب هر چی شما بخواهید: www.dar0be0dar.mihanblog.com آدرس وبم که چت روم توشه: www.dar0be0dar0chat.mihanblog.com منتظرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 8 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
dar0be0dar.mihanblog.com |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 7 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
سلام
من یه وبلاگ ساختم توش دنباله هر چی می گردی بگی من براتون پیدا می کنم براتون می ذارم هر چی که باشه(برنامه و لینک دانلود و ....) پس منتظرم downloadmuzic.mihanblog.com نه به دلیل اینکه اسم سایت ربطی به موضوع نداره سایت منطقل شد به dar0be0dar.mihanblog.com
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 7 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
فقط نظر یادتون نره راستی به شرط نظر دادن کپی برداری آزاد است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
به نام خدا داستان غول چراغ جادو یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند… یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه… جن میگه:. . . . . لطفا برای خواندن ادامه این داستان کوتاه به بخش ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
به نام خدا داستان زیبای دو برادر مهربان دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . لطفا برای خواندن ادامه این داستان کوتاه به بخش ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
به نام خدا بهترين داستان های كوتاه را در زندگي خود كجا خوانده ايد ؟ با سلام , لطفا برای خواندن ادامه این داستان به بخش ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
برای مشاهده ی اس ام اس جدید روی ادامه مطلب کلیک کنید.ضمنأ هر گونه کپی برداری آزاد می باشدولی لطفأ اسم وبلاگ من را در وبلاگ تان،قسمت (دوستان من) ثبت کنید!!!!!!!!!..........
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خواستن می سوزاند,توانستن ویران می کند,اما دانستن آرامش می دهد. ***رولان بارت*** ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باچوب هایی که درجوانی گردآوری,درپیری گرم خواهی شد. ***ضرب المثل آفریقایی***
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حق با کسی است که با آینده پیوند نزدیک تر دارد. ***ایبسن*** ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
***دانته*** ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هر حکومتی وظیفه دارد سعات مردم را نیز تامین کند. ***کنفوسیوس*** ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هرجا که عشق خیمه زند،جای عقل نیست. ***سعدی*** ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ***فقط نظر یادتون نره*** ***فقط نظر یادتون نره*** |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط ازهر |
|
|
*** To hamon tak derakhte eshgi ke: man har roz kharamo be oon mibandam. *** زي ذي نامه الهي!به مردان درخانه ات. به آن زن ذليلان فرزانه ات . به آنانكه در بچه داري تكند. يلان عوض كردن پوشكند. به آنانكه باذوق وشوق تمام.به مادرزن خود بگويند:مامان.به آنانكه دامن رفو ميكنند. زبعد رفويش اتوميكنند. به آن قرمه سبزي پزان قدر .به آن مادران به ظاهرپدر. الهي !به آه دل زن ذليل. به آن اشك چشمان ممد سبيل!كه ما را براين عهد كن استوار! ازاين زن ذليلي مكن بركنار.
*** مرد به زنش ميگه : اسم 4 حيوان را بگو كه با (خ) شروع بشود ! زنش جواب ميده : 1_خودت 2_ خواهرت3 _خير نديده مادرت 4_خدابيامرز پدرت ! *** هر چیز را نشاید گفت هر شاید را نباید گفت
*** یه مرد زنگ میزنه به پیتزا فروشی میگه : یه پیتزا می خواستم.پیتزا فروشه میگه : به نام کی؟ میگه : آخ آخ آخ به نام خدا یه پیتزا می خواستم؟؟؟!!!... *** تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت ***فقط نظر یادتون نره*** ***فقط نظر یادتون نره***
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باسلام خدمت شما
این وبلاگ توسط من ویرایش و تنظیم شده است.خواهشن اگر مشکلی در آن دیدید در نظرات خود بنوسید.تقدیم به شما عزیزان باتشکر از شما امیر حسین |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1389 شهریور 1389 تیر 1388 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
هر چی بخوای پیدا میشه |
| نویسندگان |
|
امیر ازهر |
|
RSS
|